close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
روایت های"داوود خداوردی
loading...

مجموعه تجربه های داستان شده معلمان پژوهشگر کارورز،کتب ،مقاله ها و دلنوشته ها

  اولین روز ورود به دانشگاه :   چند روز قبل از شروع ترم به دانشگاه فرهنگیان شهرکرد آمدم و در مورد محل تحصیل خود از مسئولین سئوال کردم و آناه گفتند که در سایت دانشگاه اسامی دانشجویان و محل تحصیلشان ذکر شده و آدرس سایت را به من دادند و من بعد از مراجعه به سایت دیدم که اسمم در لیست دانشجویان بحرالعلوم است .   در تاریخ 26/11/92 ترم شروع شد و من وارد دانشگاه شدم و یکی از مسئولین آمد و گفت که دانشجویان جدید الورود به نمازخانه دانشگاه مراجعه کنند و بد از اینکه به نمازخانه رفتیم آقای رضایی…

روایت های"داوود خداوردی

استاد نادعلی پور بازدید : 49 چهارشنبه 03 تير 1394 نظرات ()

 

اولین روز ورود به دانشگاه :

 

چند روز قبل از شروع ترم به دانشگاه فرهنگیان شهرکرد آمدم و در مورد محل تحصیل خود از مسئولین سئوال کردم و آناه گفتند که در سایت دانشگاه اسامی دانشجویان و محل تحصیلشان ذکر شده و آدرس سایت را به من دادند و من بعد از مراجعه به سایت دیدم که اسمم در لیست دانشجویان بحرالعلوم است .

 

در تاریخ 26/11/92 ترم شروع شد و من وارد دانشگاه شدم و یکی از مسئولین آمد و گفت که دانشجویان جدید الورود به نمازخانه دانشگاه مراجعه کنند و بد از اینکه به نمازخانه رفتیم آقای رضایی درباره قوانین دانشگاه فرهنگیان نکاتی را برای ما بیان کرد و سپس ما را به سمت خوابگاه دانشگاه راهنمایی کرد و من همراه یه چهار نفر از بچه ها به یکی از خوابگاه ها رفتیم و چون با بچه ها آشنا نبودیم با هم صحبت نمی کردیم و آن روز خیلی برایم سخت بود و سخت گذشت در سالن خوابگها یکی از بچه ها (وحید رحمانی ) در حالی که بغض گلویش را گرفته بود در گوشه ای به تنهایی نشسته بود و آقای رضایی پیش او رفت و گفت نگران نباش پس فردا پیش خانواده ات می روی من هم که حال خوبی نداشتم با این سخن آقای رضایی کمی آرام شدم .

 

8/12/1393

 

 

 

 

 

خاطرات

قرمز ( بیان احساسات

سیاه (مشکلات )

سفید ( توصیف موقعیت ها )

سبز ( ایده های نو )

آبی ( خلاصه نویسی )

زرد ( مثبت )

خاطره 1

بغض یکی از داشجویان دالداری آقای رضایی

سخت گذشتن اولین روزهای خوابگاه

چند روز قبل از شروع ترم دانشگاه 26/11/92 نمازخانه دانشگاه خوابگاه دانشگاه سالن خوابگاه

-

-

دلداری دانشجویان توسط آقای رضایی

خاطره ی2

کنجکاوی نسبت به نوشته روی کارت عروسی

ندانستن معنی نوشته روی کارت عروسی

کافی نت چهارشنبه خوبگاه ساعت 5-5/4 عصر  - صندلی در کافی نت

-

-

-

خاطره ی 3

مغرور شدن من بعد از کسب امتیاز

عقب بودن تیم ما

چهارشنبه خوابگاه دانشگاه میدان والیبال حیاط دانشگاه

-

-

بچه ها را در بازی خود شرکت دادند امتیاز گرفتن من برای تیم خود تشکر بچه ها از من

خاطره ی 4

جالب بودن کار آقای محمد زاده برای من

برخورد من با یکی از دانشجویان و ریختن غذا

ساعت 12 پنج شنبه بعد ازظهر خوابگاه سلف غذا خوری صندلی سلف

-

-

تمیز کردن غذای ریخته شده توسط آقای محمد زاده

 

 

 

خلاصه نویسی :

 

کلاه ابی :

 

خاطره 1 : سئوال کردن از مسئولین درباره محل تحصیل مراجعه به نمازخانه دانشگاه راهنمایی دانشجویان به سمت خوابگاه ها

 

خاطره 2 : بیعانه گرفتن کافی نتی از من انجام کار فردی که جلوی من بود معنی نوشته روی کارت

 

خاطره 3 : نگاه کردن به بازی بچه ها تیم حریف در امتیاز 13 بود کسب امتیاز آخر توسط من و مغرور شدن

 

خاطره 4 : مراجعه دانشجویان به سلف برای صرف غذا جالب بودن کار آقای محمد زاده هنگامی که قسمتی از سلف را تمیز کرد .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خاطره 2

 

چهارشتبه بود و من برای انجام یک کار درسی به کافی نت رفتم . متنی را به کسی که در انجا کار می کرد داد تا آن را برایم تایپ کند و او به من گفت که فردا بعد از ظهر بیا ، و مقداری هم پول به عنوان بیعانه از من گرفت . من هم به خوابگاه رفتم و فردای آن روز نزدیک ساعت 5/4 -5 عصر به آ کافی نتی مراجعه کردم و از او پرسیدم که آیا کار تایپ متنی که بهش داده بودم تمام شده ، و چون شخص دیگری در جلوتر از من رفته بود به من گفت صبر کن تا کار این آقا را انجام بدهم . من هم روی صندلی که انجا بود نشستم و چشمم به یک کارت عروسی افتاد آنرا برداشتم دیدم که بالای آن نوشته شده بود به نام بی نام آن کارت را سر جایش گذاشتم و کنجکاو شدن که معنی این نوشته چیست ، اما دو دل بودم که از او بپرسم یا نه که در این هنگام آن مرد آن کارت را برداشت و آن نوشته را دید و بالافاصله از او سئوال کرد که معنی این نوشته چیست که ما هم کنجکاوانه منتظر جواب بودیم که ا وبا اندکی تامل و با خنده جواب داد به نام خدا من فکر می کنم او معنی این نوشته را هم نمی دانست .

 

14/12/1393

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خاطره ی 3

 

چهارشنبه بود و من از خوابگاه دانشگاه بیرون رفتم و به حیاط دانشگاه رفتم که دیدم بچه ها در حال انجام بازی والیبال هستند من هم به جلو رفتم و به بازی انها نگاه کردم در این هنگام یکی از بچه ها من را صدا زد و گفت بیا توی تیم ما ، یک نفر کم داریم من هم رفتم داخل آن تیم ، یکی از دو تیم در حال بازی باخت و بالا آمد نوبت تیم ما بود که به بازی برود ما هم به بازی رفتیم هر تیمی که به امتیاز 15 می رسید برنده می شد ما هم در حال بازی بودیم که نتیجه بازی سیزده بر دوازده به نفع تیم حریف بود در این هنگام هماهنگی خوبی بین بچه ها ایجاد شد و ما بازی را به امتیاز چهارده به نفع خودمان ادامه می دادیم و تیم حریف هم امتیاز سیزده بود . توپی که به زمین ما آمد من توپ را برای پاسور تیم انداختم و او هم پاسی بلند و خوبی روی تور برای من انداخت و من هم به توپ ضربه خوبی زدم ، با اینکه قدم از تور کوتاه تر بود ، و آن توپ وارد زمین تیم حریف شد و ما امتیاز پانزده را گرفتیم و برنده شدیم و بچه ها از من تشکر می کردند و من در آن موقع هم مغرور شدم .

 

 

 

26/1/1394

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

خاطره 4

 

پنجشنبه بعد از ظهر بود ساعت 12 که از بلندگوهایی که در دانشگاه ها و در  خوابگاه ها وجود داشت آقای محمد زاده گفت که دانشجویان عزیز برای صرف ناهار به سلف مراجعه کنند و این جمله را چند بار تکرار کرد ما هم با بچه ها به سلف رفتیم وقتی که نوبت من بود که غذا بگیرم و غذا گرفتم و همین که میخواستم برگردم و برای نشستن به روی صندلی بروم با یکی از بچه ها برخورد کردم و غذای من ریخت کف سلف  در این موقع من و آن دانشجو به هم خیره شدیم و من می خواستم بروم که تی و جارو را آورد در آن قسمت کثیف شده ی سلف را تمیز کرد این کار آقای محمد زاده برای من خیلی جالب بود .

 

 

 

 

 

 

 

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 111
  • کل نظرات : 1
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 10
  • آی پی دیروز : 7
  • بازدید امروز : 14
  • باردید دیروز : 11
  • گوگل امروز : 5
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 25
  • بازدید ماه : 100
  • بازدید سال : 1,975
  • بازدید کلی : 9,316