close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
پیکان گوجه ای "علی رضا سلطان پور
loading...

مجموعه تجربه های داستان شده معلمان پژوهشگر کارورز،کتب ،مقاله ها و دلنوشته ها

  پیکان گوجه ای (روایت اول )   کلاس دوم راهنمایی بودم و یکی از آرزوهام این بود که بتونم با پیکان گوجه ای خان داییم  که کلی بهش رسیده بود و کُپِش کرده  و چهار تا باندم انداخته بود عقبش رانندگی کنم.خان دایی ما این پیکان را خیلی دوست داشت و جونش به جون این پیکان بسته بود. چند باری ازش خواستم پیکانشا بده منم یه دوری بزنم ولی به هیچ وجه قبول نمی کرد. یه چند باری هم سوییچ را کش رفتم ولی خان دایی همیشه سره بزنگاه حاضر می شد و با جفتک و اردنگی ما را از ماشین به بیرون راهنمایی می کرد.…

پیکان گوجه ای "علی رضا سلطان پور

استاد نادعلی پور بازدید : 40 دوشنبه 08 تير 1394 نظرات ()

 

پیکان گوجه ای (روایت اول )

 

کلاس دوم راهنمایی بودم و یکی از آرزوهام این بود که بتونم با پیکان گوجه ای خان داییم  که کلی بهش رسیده بود و کُپِش کرده  و چهار تا باندم انداخته بود عقبش رانندگی کنم.خان دایی ما این پیکان را خیلی دوست داشت و جونش به جون این پیکان بسته بود. چند باری ازش خواستم پیکانشا بده منم یه دوری بزنم ولی به هیچ وجه قبول نمی کرد. یه چند باری هم سوییچ را کش رفتم ولی خان دایی همیشه سره بزنگاه حاضر می شد و با جفتک و اردنگی ما را از ماشین به بیرون راهنمایی می کرد.

 

یه روزی که رفته بودم خونه ی ننجونم دیدم که خان دایی ما  تو خواب هفتم به سر می برن و پیکانم دم در خونه پارکه.کوچه ای که خونه ی ننجون من توش بود خیلی باریک بود و یه عالمه ماشینم همیشه توش پارک بود طوری که  با هزاز زحمت ومشقت باید از این کوچه با پای پیاده رد می شدی چه برسه با ماشین اونم پیکان . ولی من این حرفا تو کتم نمیرفت و عشق پیکان گوجه ای من را بد جور کر وکور کرده بود. پریدم تو خونه و دیدم بله سوییچم که به جا کلیدیه.سوییچ را برداشتم و پریدم تو ماشین لا مصب هر چی استارت می زدم روشن نمیشد صدای روشن شدن موتور را که شنیدم  با روانم بازی می کرد طوری که  انگار اون لحظه کل  دنیا را به من داده بودند. ماشین را  زدم تو دنده یک و آروم و آروم راه افتادم تا از این کوچه پر پیچ و خم لعنتی رد شم و بیفتم تو خیابون و بعد اون جا حسابی گاز بدم و یه دلی از عذا در بیارم .تقریبا به وسطای کوچه رسیده بودم که یه صدایی به گوشم رسید : آهای مگه دستم بهت نرسه یه لحظه تویه آینه نگاه کردم و دیدم خان دایی ما با شلوار کردی زیرپوش مشکیش پریده بیرون و داره هر لحظه به من نزدیک و نزدیک تر می شه .یه لحظه رفتم تو این فکر که اگه دستش به هم برسه چه کتکایی که نمی خورم  . منم تخته گاز پیکان را گرفتم در همین حین   یکی از ماشینایی که تویه کوچه پارک بود یک دفعه درش باز شد منم فرمون را پیچوندم و ماشین خورد تو جدول کنار کوچه و  با صدای وحشتناکی ایستاد. خان دایی را تویه آینه دیدم که تا چند ثانیه دیگه به من میرسه سریع از پیکان پریدم و پایین و ده به فرار جوری میدویدم  که پاهام می خورد پشت کلم .ان قدر ترسیده بودم که حتی وقتی که یه دو سه تا کوچه ای از اون جا دور شده بودم بازم جرات نمیکردم پشت سرم را نگاه کنم با تمام سرعت  می دویدم .رفتم خونه و ماجرا را برای بابام تعریف کردم بعد از این که خوب از خجالتم در اومد زنگ زد به خان دایی و از حال و اوضاع پیکان گوجه ای پرسید اونم گفت که خدا را شکر چیزی نشد و ماجرا به خیر و خوشی به پایان رسید.

 

علیرضا سلطانپور

 

 

 

رنگ کلاه ها

مطالب اشاره شده در متن

قرمز = بیان احساسات

عشق به پیکان گوجه ای علاقه به رانندگی-علاقه دایی به پیکانش-ترسیدن بعد از تصادف-خوش حال شدن بعد از شنیدن صدای روشن شدن پیکان .

آبی=خلاصه نویسی   

عشق من به پیکان گوجه ای-وابسته بودن دایی به پیکانش بدون اجازه ماشین را برداشتن-برخورد ماشین به دیوار کنار کوچه-زنگ زدن  بابام به دایی به خیر گذشتن ماجرا.

سیاه=مشکلات

تصادف ماشین با جدول کنار کوچه خان دایی اجازه ی رانندگی با ماشینش را به من نمی داد-ترس از دایی-کوچه ی پرپیچ و خم و باریک .

سبز=ایده های نو

انسان در زندگی اش نباید همیشه دنبال لذت  های شخصی اش باشد مثلا همین رانندگی که برای من یک لذت بزرگ بود همیشه بزرگ تر ها باید به خواسته های بچه ها توچه کنند و اگر خواسته ی آن ها معقول بود آن را برآورده کنند و در غیر این صورت آنان را توجیه کنند که خواسته ی آن ها معقول نیست.

زرد=مثبت ها

ماجرا در نهایت به خیر وخوشی به پایان رسید-بعد از تصادف پیکان آسیبی ندید-بعد از تصادف دستِ دایی به من نرسید

سفید=توصیف موقعیت

کوچه ی باریک و پر پیچ و خم-لباس های دایی توصیف ویژگی های پیکان

 

روش شش کلاه

 

 

 

ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 111
  • کل نظرات : 1
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 11
  • آی پی دیروز : 7
  • بازدید امروز : 26
  • باردید دیروز : 11
  • گوگل امروز : 5
  • گوگل دیروز : 2
  • بازدید هفته : 37
  • بازدید ماه : 112
  • بازدید سال : 1,987
  • بازدید کلی : 9,328