close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
عوامل موثر در تدریس
loading...

مجموعه تجربه های داستان شده معلمان پژوهشگر کارورز،کتب ،مقاله ها و دلنوشته ها

  عوامل موثر در تدریس   ۱- خود معلم :   با پیشرفت تکنولوژی و پیشرفت جوامع، نقش معلم پیچیده می شود. و اولین عامل موثر در نقش معلم:   الف :شخصیت معلم است؛   گروهی ا زمعلمین درس نگر هستند. همه چیزشان درس است. تمام تلاش اینست که دانش آموز درس را یاد بگیرد. علائق، خواسته ها، توانائی های دانش آموزان مد نظر نیست. و در همین تقسیم بندی نیز معلم ها بر دو نوعند: - درس نگر علمی؛ کسی که به علم مطلق می اندیشد و اگر اطلاعات کافی داشته باشد، جاذبه خواهد داشت. - درس نگر فلسفی؛ این نوع معلم…

عوامل موثر در تدریس

استاد نادعلی پور بازدید : 52 دوشنبه 08 تير 1394 نظرات ()

 

عوامل موثر در تدریس

 

۱- خود معلم :

 

با پیشرفت تکنولوژی و پیشرفت جوامع، نقش معلم پیچیده می شود. و اولین عامل موثر در نقش معلم:

 

الف :شخصیت معلم است؛

 

گروهی ا زمعلمین درس نگر هستند. همه چیزشان درس است. تمام تلاش اینست که دانش آموز درس را یاد بگیرد. علائق، خواسته ها، توانائی های دانش آموزان مد نظر نیست. و در همین تقسیم بندی نیز معلم ها بر دو نوعند:
-
درس نگر علمی؛ کسی که به علم مطلق می اندیشد و اگر اطلاعات کافی داشته باشد، جاذبه خواهد داشت.
-
درس نگر فلسفی؛ این نوع معلم ها در کلاس ها بیشتر به دروس علوم انسانی معتقد هستند یعنی تلاش می کنند یک جاذبه و ارتباط عاطفی با مطرح کردن ایده های دانش آموزان ایجاد کنند. این دسته از معلمین الگوی شاگردان قرار می گیرند و متاسفانه نه به شاگردان اهمیت می دهند و نه به درس بلکه به اعتقادات خود.

 

ب: رفتار معلم؛ دو تیپ مشخص:

 

۱-اقتدار طلب : که به دو دسته تقسیم می شوند؛

 

- اقتدار طلب اطمینان بخش : عده ای که رفتار آمرانه دارند اما این رفتار ناشی از دلسوزی است. ( معلمین قاطع اطمینان بخش موفق ترین معلین هستند)

 

- اقتدار طلب پرخاشگر : در این گروه افرادی هستند که رفتار آمرانه آنها ناشی از خشم است و اینها دارای شخصیتی پرخاشگر هستند.که این گروه ها ناشی از تقسیم بندی بالاست؛ درس نگر اقتدار طلب و شاگرد گرا اقتدار طلب.

 

۲-رفاقت طلب : که این گروه نیز مانند گروه قبلی درس نگر و فراگیر طلب هستند. اما در این رفاقت طلبی جنبه مثبت و منفی وجود دارد. اگر معلمی ضعیف باشد از نظر درسی سعی می کند با رفاقت با بچه ها این مشکل را حل نمایند و گروه مثبت این دسته گروهی است که این ارتباط و دوستی را برای رشد و ترقی بچه ها استفاده می نماید.

 

-معلم موفق انست که قول و فعلش یکی باشد و همچنین معلم نباید فکر کند تمام سخنانش را دانش آموزان قبول خواهند کرد.

 

-معلم باید به همه دانش آموزان توجه داشته باشد.

 

-عدالت در برخورد با دانش آموزان را فراموش نکند.

 

-معلم باید وقت شناس باشد.( ورود قبل از همه و خروج قبل از همه)

 

-معلم باید سر و وضع مرتب داشته باشد.

 

-معلم نباید آهسته صحبت کند و همچنین نباید صدایش گوش خراش باشد.

 

ج) شخصیت علمی معلم ؛

 

یکی از موارد بسیار مهم و تاثیرگذار در تدریس می باشد. صفاتی که در این قسمت باید یک معلم داشته باشد عبارتند از:
-
تسلط بر محتوا داشته باشد.

 

-معلم باید با روشها و تکنیکهای آموزشی آشنا باشد.

 

-معلم باید مطالع مستمر داشته باشد.

 

-معلم باید بتواند از نظر علمی بین مدرسه و جامعه ارتباط برقرار کند.

 

-معلم باید با روشهای طراحی آموزشی و سازمان دهی آشنایی داشته باشد.

 

۲- ویژگیهای دانش آموزان:

 

که شناخت آنها در روش تدریس معلم بسیار مهم است:

 

الف -تجارب شاگرد

 

ب -علائق شاگرد

 

ج -میزان انگیزش شاگرد

 

د -بلوغ عاطفی شاگرد

 

هـ -سوابق اجتماعی شاگرد

 

و -وضع اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شاگرد

 

۳- ساخت نظام آموزشی و برنامه های آموزشی:

 

ساخت نظام آموزشی یعنی همان چهاچوبی که در آموزش و پرورش حاکم است، هچنین برنامه ریزی ها.
ساخت نظام آموزشی :اعم از نگرش ها، باورها، برنامه آئین نامه ها می توانند روش معلم را تحت تاثیر قرار دهند.
-
تصمیم گیری ها و مخصوصا تصمیم گیری ها در پشت درهای بسته
-
گزینش نادرست

 

-عدم کنترل سالم

 

-ارزشیابی های غیر اصولی

 

اینها همه تاثیر منفی بر تدریس معلم بگذارد.

 

نظام آموزشی از نظر برنامه ریزی به دو دسته تقسیم می شود:

 

۱- برنامه متکی بر اصالت رشد همه جانبه شاگرد:

 

-هدف آموزش و پرورش رفع نیازهای آنی و آتی شاگرد و جامعه است.
-
برنامه بر حسب مقتضیات منطقه و نوع مدرسه و توانایی شاگردان تنظیم می گردد.
-
محتوای برنامه بستگی به فعالیت های فردی و گروهی شاگردان دارد و معلم نقش راهنما را دارد.
-
یادگیری مواد درسی بصورت پیوسته و همراه با کشف و حل مساله می باشد.
-
معلمان آزادی عمل و اختیارات بیشتری در اجرای برنامه و انتخاب مواد درسی دارند.
-
نتیجه فعالیت های آموزشی بصورت ارضاء حس نیاز به یادگیری و کمک به رشد متعادل شخصیت شاگردان مورد بررسی قرار می گیرد.

 

-تنظیم و پیشرفت برنامه های آموزشی امری مداوم و پیگیر می باشد.
نتیجه :
در چنین سیستم برنامه ریزی پیوسته به مجموعه کوشش های آموزشی اطلاق می شود که طبق نقشه و طرحی تنظیم گردد در اجرای آن طرح خود را سهیم بداند و مشارکت نماید.
پرورش تفکر و رشد همه جانبه شاگرد مطرح است و لذا مدرسه سعی می کند خود را با زندگی واقعی دانش آموز نزدیک کند. در این نوع برنامه ها و مدارس شاگردان از در مدرسه بودن احساس لذت می کنند و از فعالیت های مدرسه رضایت کامل دارند.

 

۲- برنامه ریزی متکی بر مواد درسی:

 

هدف آ.پ انتقال محتوای برنامه درسی از یک نسل به نسل دیگر به خاطر آینده انجام می گیرد. و به زمان حال شاگردان توجهی نمی شود.
-
یک برنامه ثابت برای همه کشور اجراء می گردد.

 

-محتوای برنامه مقید به متنِ تنظیم شده، می باشد.

 

-هر درسی بطور مستقل و جدا و بدون ارتباط به مواد دیگر تدریس می شود.

 

-رعایت انضباط یکنواخت در آموزش مواد درسی برای همه معلمان الزامی است.
-
نتیجه فعالیت آموزشی از نظر معلم و شاگرد بیشتر به حافظه سپردن و گذراندن امتحان و گرفتن نمره می باشد.
-
اجرای برمامه اموزشی بیشتر به سوی نگهداری و ارائه یک نظام آموزشی ثابت سوق داده می شود.
نتیجه:
در چنین سیستمی معلم آزادی عمل و اختیار چندانی ندارد. او بدون توجه به تفاوت های فردی شاگردان محتوای یکسانی را با روش ثابت به همه شاگردان ارائه می دهد و با توسل به شیوه های درست و نادرست سعی در بالا بردن تعداد قبولی شاگردان در کلاس دارد. برنامه درسی برای شاگردان خسته کننده می باشد و معمولا شاگردان از محیط مدرسه و کلاس های درس چندان احساس رضایت ندارند.

 

ساخت نظام از نظر نگرش به معلم و شاگرد بر اساس تفکرش نسبت به اقتصاد:

 

تاثیر فضای آموزشی و تجهیزات بر روش تدریس معلم:

 

کثرت شاگردان ، نداشتن میز و نیمکت ، عدم نور کافی در کلاس، کیفیت نامطلوب تخته گچی، کلاس های سرد و تاریک، داشتن پنجره های مشرف به خیابان، غیر بهداشتی بودن کلاس و کل مدرسه، نداشتن زمین بازی ، کتابخانه ، نمازخانه، آزمایشگاه ، و صدها مسئله دیگر می توانند بر روش معلم تاثیر بگذارند.

 

روش تدریس:

 

تدریس چیزی جز فعالیت آموزشی نیست.( و معلم هر کاری که انجام دهد که موجب یادگیری شود، تدریس است.)
حال برای تدریس احتیاج به روش است و احتیاج به متد و شیوه دارد. و در نهایت نیاز به مهارت آموزشی در کلاس است.

 

مهارت های آموزشی که در یک فعالیت آموزشی مد نظر است، به سه دسته تقسیم می شوند:
۱-مهارت های آموزشی پیش از تدریس برای فعالیت های آموزشی پیش از تدریس:
که طرح درس جزء اینست. در طرح درس، شناخت دانش آموز و مقدار دانسته هایش، نوع مطلب، میزان شدت ضعف مطلب، نوع وسایلی که می توان از آنها بهره برد، و استفاده از ساده ترین شکل برای این کار و چیستی هدف ( یعنی اینکه بعد از تدریس من چه چیزی را باید بفهمد) و چگونگی ارزیابی ، همگی مطرح اند.
۲-مهارت های آموزشی ضمن تدریس:

 

مسائل زیادی در اینجا مطرح می شود. اما به دو نکته بیشتر می پردازیم:
۱- الگوهای تدریس:

 

یعنی داشتن چهارچوب فعالیت تا بدین وسیله فعالیت هدف دار باشد. ( کتاب مدل های تدریس ترجمه دکتر بر نجچی) که انواع این الگوها زیاد است اما به دو الگو بیشتر می پردازیم.
الف:الگوی پیش سازمان دهنده

 

ب:الگوی حل مساله.

 

۲- روش های تدریس:

 

به دو دسته تقسیم می شوند:

 

الف:روش های معمول یا روش های سنتی تدریس( روش حفظ و تکرار، سخنرانی، نمایش، ایفای نقش، پرسش و پاسخ)

 

ب:روش های جدید تدریس: ( حل مساله، واحد، آموزش های انفرادی)

 

۳- مهارت های آموزشی بعد از تدریس:

 

که بیشتر معطوف در ارزشیابی است.

 

مهارت های آموزشی پیش از تدریس: (طراحی) در طراحی چهار عامل را بررسی می کنیم:
۱-تعیین هدف

 

۲-تحلیل آموزشی

 

۳-تعیین محتوا، روش و وسیله

 

۴-تعیین نحوه ارزشیابی

 

  1. تعیین هدف:

  2. مقدمه : در بحث هدف یک بحث مبنایی وجود دارد که با دیدگاه برخی همسوئی ندارد. دیدگاه پراگماتیس ها مثل دیوئی، هیگر، که : معتقدند که هدف را نباید از قبل برای شاگردان مطرح کرد و می گوید که بوسیله بزرگسالان مطرح می شود هدف شاگردان نیست بلکه این هدف بزرگترهاست.
    دیوئی می گوید فرقی بین هدف و روش وجود ندارد.
    اما در مورد چگونگی تعیین هدف ها و هدف های رفتاری خیلی اختلاف نظر وجود ندارد.
    اصل بحث:
    در فرآیند آموزشی تعیین هدف لازم و ضروری است اما هدف ها باید بر اساس توان ، استعداد، علائق و رغبت های شاگرد طرح شود و هیچ کس حق ندارد خواسته خود را به عنوان خواسته دانش آموز مطرح نماید.
    در مراحل تعیین هدف باید نکات زیر مورد توجه قرار گیرد:
    ۱-روش و وسیله : باید متناسب با هدف تعیین شود تا منتهی به آن گردد.
    ۲-اگر چه هدف هر فعالیت آموزشی پیش از شروع آن فعالیت تعیین می شود اما نباید تغییرناپذیر و غیر قابل انعطاف باشد. یعنی اگر با تنگنائی برخورد کرد، هدف را تغییر دهد.
    ۳-هدف باید فرد را به فعالیت برانگیزد و به فعالیت او جهت دهد و اگر هدفی این گونه نباشد مطلوب نیست.
    ۴-هدف تربیتی ، که باید با اوضاع و احوال محیط شخص موافق باشد تا حصول آن میسر گردد.
    ۵-هدف های تربیتی باید عینی و قابل تصور و تحقق باشد مخصوصا برای کودکان ، نوجوانان و جوانان. زیرا اهداف بسیار کلی و انتزاعی برای گروه قابل تصور نیست. ( یعنی نمی توانند به انتظار روزهای آتی بنشیند)
    منشأ و مبدأ تعیین هدف چیست یا به عبارت دیگر منابع تعیین هدف چیست:
    ۱-نیاز دانش آموز
    ۲-نیاز جامعه. ( چون این فرد قرار است در جامعه زیست کند)
    ۳-دیدگاه متخصصان.
    این سه باعث می شود که ما هدفهای آموزشی آزمایشی خودمان را تعیین کنیم اما هنوز قابل اجرا نیست. البته علاوه بر این سه یک موردی که دارای اهمیت است و بعضاً مطرح می شود عبارتست از جهان بینی جامعه

 

 

 

و مطلب دیگری که اینجا مطرح می شود دو عامل است که می گویند این دو عامل مانند دو صافی عمل می کند که این هدف آزمایشی باید از آنها عبور و موفقیت و مقبولیت به عنوان هدف های آموزشی است و آن دو عامل عبارتند از :

 

الف-فلسفه آموزش و پرورش، ب-روانشناسی تربیتی

 

هدفهای صریح آموزشی :

 

سه حیطه یادگیری که هدفها در این سه حیطه قرار می گیرند، حیطه شناختی ، حیطه عاطفی، حیطه روانی، حرکتی ؛ که این سه حیطه از هم جدا نیستند و فقط احتمال دارد در یک فعالیت آموزشی یکی قویتر باشد و این دلیل بر اینست نیست که دیگری وجود ندارد.
در هر حیطه اگر بخواهیم افراد را تقویت کنیم چه کاری باید انجام دهیم:

 

در حیطه شناختی :
آقای بلوم مراحل شش گانه ای را مطرح می کند که پایین سطح را دانش می نامد. ( البته دانش در اینجا یعنی ؛ محفوظات یا اطلاعات دادن و اطلاعات گرفتن ) بعد از این قسمت فهمیدن است و در قدم سوم کاربرد، بعد از آن تجزیه و تحلیل و بعد ترکیب کردن ، نوآوری و در آخر قضاوت یا ارزشیابی. یعنی برساند فرد را به مرحله ای که صاحب نظر باشد. و به نظر آقای بلوم هر قسمت بالایی زمانی شکل می گیرد که قسمت پایینی صورت گرفته باشد.

 

 

 

حیطه عاطفی:
می گویند اولین قدم، دریافت است ( یعنی دریافت الگو ) سپس توجه و در مرحله بعد واکنش نشان دادن است به آن الگوی ارائه شده. در سومین قسمت ارزش گذاری بنماید و بعد که ارزشگذاری کرد و پذیرفت ، آنقدر آنرا ادامه می دهد تا برسد به مرحله سازمان دهی و طبقه بندی ارزش ها و سرانجام آن موضوع درونی می شود ( آن ارزش درونی می شود )

 

 

 

حیطه روانی ، حرکتی:
الگوی آقای دَوِه (dave) است. اولین قدم مشاهده یا تقلید است. در مرحله دوم انجام کار بطور مستقل و در قسمت سوم دقت در عمل به واسطه کمکی که می کنیم. یعنی اشتباهاتش کم شود و ازبین برود و در قمست چهارم ممکن است دست و جوارح من هماهنگ نباشد لذا از اینجا باید هماهنگی دست و حرکات را ایجاد کرد و در مرحله پنجم است که کار آنقدر ادامه پیدا می کند تا به عادی شدن حرکات یا ملکه شدن می انجامد.

 

 

 

طراحی آموزشی:

 

۱-تعیین هدف
۲-تحلیل آموزشی
۳-تعیین محتوا، روش و وسیله

 

تحلیل آموزشی:

 

در تحلیل آموزشی چگونگی رسیدن به هدف ها مطرح است.
چگونه به شاگردان کمک کنیم تا به هدف های آموزشی برسند؟
آیا شاگردان می توانند بدون انجام دادن تعدادی از فعالیت های مورد نظر به اهداف آموزشی برسند؟
بنابراین:
تحلیل آموزشی فرآیندی است که از طریق آن می توانیم هدف های کلی آموزش را به اهداف کوچکتر تقسیم نمود. به عبارت دیگر تحلیل آموزشی فرآیندی است که از طریق آن هدف های آموزشی به وظائف یا اعمالی که شاگرد باید انجام دهد یا مهارت هایی را که پس از اجرای آموزش باید کسب کند، تقسیم گردد.

 

مراحل تحلیل آموزشی:

 

۱-تبدیل هدف های کلی به اهداف جزئی.
۲-تبدیل اهداف جزئی به هدف های رفتاری.
۳-تعیین رابطه بین هدف ها ( هدف های جزئی با کلی ، جزئی با رفتاری و… )
۴-تعیین رفتار ورودی.
۵-ارزشیابی تشخیصی
۶-تعیین اولین گام آموزش.
-
برای قابل استفاده کردن هدف های کلی باید آنها را تجزیه کرد و بصورت هدف های جزئی درآوردف مثلاً می خواهیم شاگردان به ارزش های مذهبی ارج بگذارند؛ این هدف کلی را باید به هدف های جزئی تقسیم کرد.
ممکن است دوگونه عمل کنیم؛ یکی اینکه شناخت به ائمه داشته باشد (ارج نظری) و هم از نظر عملی از آنها تبعیت کند ( نماز را به موقع بخواند) پرداختن به این اهداف جزء هدف های رفتاری است.
متأسفان در بسیاری از برنامه های آموزشی مخصوصا در آنهایی که بدون توجه به اصول تکنولوژی آموزشی تهیه شده اند، هدف های کلی اغلب تجزیه نشده اند و هدف های جزئی برای رسیدن به مقصود نهایی مشخص نیستند، به همین جهت هدف های کلی نقش مهمی در کارکرد برنامه های آموزشی ایفا نمی کند.
-
تبدیل اهداف جزئی یا مرحله ای به اهداف رفتاری:
اهداف جزئی اگر چه مراحل رسیدن به اهداف کلی را مشخص می کنند، ولی در رابطه با هدف های رقتاری خود اهداف کلی محسوب می شوند.با اینکه هدف های جزئی نیز در فرآیندهای آموزش تحقق یابند باید آنها را به وظائف یا اعمالی که شاگردان باید انجام دهند تقسیم کرد.
به عبارت دیگر اهدف جزئی باید به گونه ای تقسیم بندی شوند که مهارت ها و فعالیت هایی را انتظار داریم فراگیران در پایان دوره آموزشی از خودشان نشان دهند و شرایطی را تحت آن شرایط مهارت ها و رفتارها باید شکل بگیرند مشخص گردد بنابراین هدف های جزئی وقتی تحقق پیدا می کنند که به صورت هدف های صریح و روشن درآیند که ضامن هدف های رفتاری هستند.
هدف های رفتاری از نظر اجزا به دو دسته تقسیم می شوند:
۱-هدف های رفتاری (اجرایی) نهایی
۲-هدف های رفتاری ( اجرایی) مرحله ای.
اجرایی نهایی: شاگرد در پایان کلاس به آن می رسد.
اجرایی مرحله ای: در هر مرحله ای از کار باید به آن برسد.
مثال: ساختن کوزه ای به قطر ۱۵ و ارتفاع ۲۰ سانتی متر
۱- شناخت خاک مناسب ( تشخیص و انتخاب)
۲- ساختن گل مناسب
۳- شکل دادن کوزه بوسیله دست یا دستگاه
۴- پختن و لعاب دادن
ساختن کوزه : هدف رفتاری نهایی
مراحل ۱ و ۲ و ۳ و ۴ : هدف های رفتاری مرحله ای
بنابراین هدفی را که در پایان کار مورد انتظار است هدف اجرایی نهایی می گویند.
هدف اجرایی نهایی باید دقیقا توصیف شود تا شاگرد در مورد آنچه که باید انجام دهد آگاهی داشته باشد. به عبارت دیگر در هدف اجرایی نهایی معلم و شاگرد از آنچه که باید انجام شود و همچنین از معیارهایی که برای ارزیابی رفتار فراگیران به کار خواهد رفت درک مشترک داشته باشند.
هدف های اجرایی مرحله ای یا هدف های رفتاری مرحله ای:
رفتاری است که شاگرد ضمن آموزش و قبل از رسیدن به هدف اجرایی نهایی باید از خود نشان دهد این هدف ها تابعی از هدف اجرایی نهایی هستند.
و اهمیت آنها از این جهت است که شاگرد را برای حصول یا رسیدن به هدف اجرایی نهایی آماده می سازد.
-
مسئله سوم در تحلیل آموزشی : رابطه هدف ها با هم.
الف : هدف جزئی ۱ ، هدف جزئی ۲ ، هدف جزئی ۳ ، هدف جزئی ۴ ، و هدف نهایی
مثال :دانش آموز تقسیم را یاد می گیرد که ضرب را بداند. (؟؟؟؟؟)
رابطه بین هدف های جزئی با کلی ممکن است یک رابطه متوالی و تسلسلی باشد مانند مثال بالا.
ارتباط موازی اهداف جزئی با اهداف کلی:

 

 

 

در این ارتباط می توانند هدف های جزئی در کنارها وجود داشته باشند و هیچ گونه تقدّمی نسبت به هم نداشته باشند.

 


-
تعیین رفتار ورودی:
رفتار ورودی مهارت ها و توانایی هایی هستندکه شاگردان باید قبل از شروع یک فعالیت آموزشی از خود نشان بدهند تا بتوانند با موفقیت به هدف های اجرایی دست یابند.

 


-
ارزشیابی تشخیصی:
معلم به وسیله ارزشیابی تشخیصی معلوم می کند که آیا دانش آموزان دارای رفتار ورودی هست یا خیر، ارزشیابی تشخیصی ضمن اندازه گیری رفتار ورودی تعیین کننده اولین گام آموزش است.
-
تعیین اولین گام :
در شروع تدریس می توان طبق برنامه عمل پیش رفت یا اینکه بر اساس ارزشیابی معلوم شده دانش آموزان به آموزشی ترمیمی احتیاج دارند و یا اینکه بیشتر از برنامه می دانند و درنتیجه تصمیم به آموزش جهشی می گیریم.

 

تعیین محتوی ، روش و وسیله :

 

در تعیین محتوی در سیستم متمرکز آ.پ تصمیم گیری می کند ولی معلمان نباید به آن اکتفا کنند.
(
در مورد روش و وسیله در آینده بحث می شود)
-
تعیین نحوه ارزشیابی :
در اینجا هدف این است که ببینیم هدف های پیش بینی شده تحقق یافته اند یا خیر. یا به عبارت دیگر در پایان هر فعالیت یا آموزش باید ببینیم که شاگردان کدام یک از قابلیت ها را کسب کرده اند و کدامیک را کسب نکرده اند.

 

 « هدف ارزشیابی : اصلاح برنامه است »

 

سه دسته ارزشیابی وجود دارد :
۱-ارزشیابی تشخیصی
۲-ارزشیابی مرحله ای ( تکوینی)
۳-ارزشیابی پایانی

 

نکات قابل توجه در مورد ارزشیابی :
۱-تعریف دقیق تغییرات مورد نظر، خواه تغییر در ذهن باشد، خواه در روی کاغذ نوشته شود.
۲-تعیین معیار موفقیت شاگرد که برای قضاوت درباره عملکرد او مورد استفاده قرار خواهد گرفت. ( مثلا کلیه دانش آموزانی که بالاتر از ۱۲ گرفته اند ، موفقند)
۳-باید دقیقا مشخص شود که باید با چه روشی ارزشیابی شوند.( عملی، شفاهی، کتبی، عینی، تشریحی؛ که بستگی به هدف دارد ) البته اگر ارزشیابی به عمل آمد و نتایج خوبی نداشت، عوامل بیشتری می تواند داشته باشد. بطور مثال دلایل زیر قابل بررسی است:
الف-ممکن است هدف های آموزشی، صریح و روشن نباشد.
ب-ممکن است کیفیت محتوی خوب نباشد.( محتوی متناسب با هدف تهیه نشده است )
ج-ممکن است روش تندریس معلم و وسایل آموزشی متناسب انتخاب نشده باشد.
د-ممکن است خود شاگرد به دلایل مختلف مشکل داشته باشد.
هـ-ممکن است نحوه ارزشیابی غلط باشد.
این نکاتی است که باید در طراحی به آن توجه شود.
کار عملی:تهیه دو درس سالانه
۱-طرح درس سالانه: در طر ح درس سالانه فقط دو پنجم کتاب (سه ماهه اول یا دوم) در نظر گرفته می شود. سپس باید مشخص شود که در این زمان چند جلسه کلاس تشکیل می شود و هر جلسه چند ساعت است.
برای مثال از تاریخ ۱ / ۷ / ۸۴ لغایت ۳۰/ ۹ /۸۴ :

 

۲جلسه تعطیلی رسمی
۲جلسه تعطیلی احتمالی  => جلسه ۱۶ = ۸ ۲۴ = ۲*۱۲
۴جلسه تعطیلی احتمالی
و جدولی را مطابق جدول زیر تشکیل می دهیم ( جدول شماره ۱ )

 

۲-طرح درس روزانه :
دو پنجم یک درس را انتخاب کرده و جدولی مطابق زیر طراحی می کنیم. ( جدول شماره۲ )
هر چه امتحان بیشتر باشد، انگیزه برای یادگیری در دانش آموز بیشتر خواهد بود.

 

 

 

الگوهای تدریس :یعنی نماینده کل ، یعنی الگو در یک بحث نماینده ای است از کل ، یعنی ویژگی هایی دارد که نقاط مشترک با آن کل دارد. « الگو معمولا به نمونه کوچکی از شیء بزرگ یا به مجموعه ای از اشیاء بی شمار گفته می شود که ویژگی های مهم و اصلی آن شیء بزرگ یا اشیاء را داشته باشد.
(
برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به The models of teaching . By Joyce )
الگوهای تدریس در واقع چهاچوب ویژه ای است که عناصر مهم تدریس در درون آن قابل مطالعه می باشد که شناخت و آگاهی از عناصر و عوامل مذکور می تواند معلم را درا تخاذ و روش های مناسب تدریس یاری کند.
دو الگو مورد بررسی قرار می گیرد:
۱-الگوی پیش سازمان دهنده ( Advance organizer )
۲-الگوی حل مسأله ( Problem solving model )
عواملی که درون الگوی تدریس مورد بررسی قرار می گیرند عبارتند از :
۱-مراحل تدریس: یعنی بررسی می کنیم مراحل تدریس در هر یک از الگوها چگونه است.
۲-رابطه معلم و شاگرد : رابطه این دو در این الگو چگونه است.
۳-رابطه میان گروهی : یعنی خود شاگردان ارتباطشان با یکدیگر چگونه است در این الگو.
۴-شرایط و منابع : موقعیت اموزشی در این دو الگو چگونه است و منابع اعم از نیروی انسانی و کتابی در این دو الگو چگونه است.

 

۱- الگوی پیش سازمان دهنده :

 

الف :پیش سازمان دهنده چیست؟ به چه چیزی پیش سازمان دهنده گفته می شود؟
منظور از پیش سازمان دهنده مفهوم یا مطلب کلی است که در تدریس یک درس مورد استفاده قرار می گیرد تا بوسیله آن قسمت ها و مطالب مختلفی که رشته ای از دانش را تشکیل می دهند با نظمی خاص سازمان یابند و در ذهن شاگرد جای گیرند. این گونه نظام آفرینی در ذهن با ایجاد نظم در ذهن با یک مطلب کلی که آنرا پیش سازمان دهنده می گویند شروع شود، به عبارت دیگر پیش سازمان دهنده یک مطلب یا مفهوم کلی است که در مقدمه تدریس می آید تا مبحثی را که به شاگردان ارائه داده می شود با مباحث پیش همان درس قابل ارتباط سازد. و در عین حال پایه ای برای ارتباط مفاهیم بعدی با مفاهیم پیشین گردد تا شاگرد بتواند تمام مباحث درس را بصورت یک ساخت منظم و سازمان یافته در ذهن جا دهد. مثلا دادن یک خبر بد که می گویند اول زمینه سازی کن و بعد خبر را بگو. که می توان گفت اینجا ***** فکر می شود. یعنی اول کل درک می شود و بعد جزء.

 

فعالیت های آموزشی

 

۱-فعالیت های آموزشی پیش از تدریس.
۲-فعالیت های آموزشی ضمن تدریس:
-
الگوی پیش سازمان دهنده.
-
الگوی حل مسأله

 

اساس نظر الگوی پیش سازمان دهنده عبارتند از:
۱-مفاهیم موجود در هر درس ساخت ویژه ای را به وجود می آورد که در مجموع به آنها دانش می گویند. مثل دانش شیمی و فیزیک ( دروس دارای وجوه مشترک هستند )
۲-ساخت هر رشته ای از دانش بر اساس سلسله مراتب شکل میگیرد. ترتیب و توالی به گونه ای است که مفاهیم کلی پیش از مفاهیم جزئی شکل گرفته اند. لذا هنگام تدریس، مفاهیم کلی باید پیش از مفاهیم جزئی ارائه گردد.
۳-مفاهیم و مطالبی را که می خواهیم در یک رشته از درس به شاگرد ارائه دهیم باید با ساخت شناختی او یعنی مطالب و مفاهیمی که از پیش در ذهن وی است ، ارتباط داشته باشد.« اگر این مورد انجام شود این یادگیری را یادگیری معنی دار می گویند و گرنه یادگیری ، بی معنی و یا حفظ و تکرار است ».
در هرآموزشی اگر پایه شاگرد لحاظ نگردد، نمی توانیم انتظار یادگیری معنی دار از شاگرد داشته باشیم.
این سه نظریه اساس الگوی پیش سازمان دهنده را تشکیل می دهد.
ویژگی الگوی پیش سازمان دهنده :
۱-مراحل تدریس، ۲-کنش و واکنش معلم و شاگرد، ۳-رابطه میان گروهی، ۴-شرایط و منابع
-
مراحل تدریس:
چهار مرحله دارد که در شکل زیر مشخص است.

 


-
کنش و واکنش معلم و شاگرد:
معلم فعال است. ارائه کننده مفاهیم و مطالب است، شاگردان بیشتر نقش پذیرنده دارند. نحوه واکنش آنها ارتباط مستقیم دارد با روش تدریس معلم و وابسته روش معلم، شاگردان می توانند فعال و با نقش بیشتر و یا برعکس فقط پذیرنده و گیرنده باشند. اما اختیار کلی و سازماندهی کلی در این طرح در دست معلم است.
-
رابطه میان گروهی:
به علت یک سویه بودن انتقال اطلاعات امکان کشف و جستجوی مفاهیم برای شاگردان محدود است. شاگردان برای بحث و تبادل نظر درباره مطالب ارائه شده مجال نمی یابند. در این الگو معلم ممکن است با خود فرد یا کل شاگردان ارتباط برقرار کند ولی ارتباط یک طرفه است ومعمولا شاگردان با هم ارتباطی ندارند و روابط میان گروهی در این گروه وجود ندارد.
-
شرایط و منابع:
منابع محدود به کتاب درسی معلم است پس شرایط و منابع محدود به دانشکده و کتاب و مدرسه است و معلم.
محاسن:
۱-در سیستم آموزشی فقیر که معلمان باتجربه و امکانات محدود دارند، الگوی خوبی است.
۲-الگوی مناسبی برای دروس نظری است.
۳-از مزایای دیگر آن اینست که یادگیری معنی دار می شود.
معایب و محدودیت ها:
۱-آموزش و یادگیری را محدود به کلاس درس می کند.
۲-در این الگو دانش آموز خلاقیتش پرورش پیدا نمی کند، چون آنها در انتخاب موضوع یا روش فعالیت و اجرای برنامه چندان نقشی ندارد.
۳-به مسائل روانی و عاطفی شاگردان چندان توجهی نمی شود و با یک روش درس برای همه انتقال می یابد.
۴-افراد قادر نیستتند آموخته های خود را در زندگی واقعی بکار گیرند.
ویژگیهای الگوی حل مسأله:
در این الگو معلم به هیچ وجه اطلاع و مفاهیم را در اختیار شاگردان قرار نمی دهد بلکه او شاگردان را کمک و راهنمایی میکند تا از راه پژوهش و کاوش فرضیه های خود را به مدد شواهد موجود یا اطلاعات گرد آوری شده بیان نمایند و از آنها شخصا نتیجه گیری کنند و به حقائق علمی دست پیدا کنند.
ویژگیها:
۱-مراحل تدریس:
الف:طرح مسأله: به چند شکل در کلاس پیش می آید:
-
گاهی در ذهن خود دانش آموز ایجاد مسأله می شود.
-
گاهی معلم با زمینه سازی مطالبی را در اختیار دانش آموز می گذارد تا مسأله در ذهن او طرح گردد.
در هر صورت باید هر مسأله که می دهیم ، دارای شرایط زیر باشد:
-
باید جالب بوده و با او سنخیت داشته باشد.
-
به اندازه کافی دانش آموزان را به فعالیت وادارد.
-
از نظر زمان مکان و محتوا با خصوصیات دانش آموز هماهنگ باشد.( یعنی با سن ، میزان تحصیلات ، میزان رشد ذهنی و عاطفی و موقعیت خانوادگی )
-
باید پاسخ پذیر باشد.
ب:فرضیه سازی: راه حل های احتمالی را فرضیه می گویند.
ج:آزمایش فرضیه: در علوم مختلف فرق دارد و با توجه به علم ********* دارد و لذا یادگیری منحصر به کلاس نیست و از بیرون نیز می شود استفاده کرد. شاگرد به جمع آوری داده ها و اطلاعات می پردازد.
د:نتیجه گیری
ه:تکرار و تعمیم نتیجه و کاربردآن
۲-کنش و واکنش معلم و شاگرد:
نقش معلم راهنمایی است و بجای انتقال اطلاعات علمی، روش کسب اطلاعات را می آموزد. شاگردان دریافت کننده محض نیستند و خود فعالند. رفتار صمیمانه و دوستانه است. مدیریت بصورت یک رفتار و رابطه انسانی در می آید نه خشکی روابط میان گروهی وجود دارد.
۳-رابطه میان گروهی:
در این روش بین شاگردان ارتباط هست، فعالند و با هم کنش و واکنش قوی دارند.
۴-شرایط و منابع:
تنها محدود به کلاس نیست و در همه جا می تواند محل مطالعه شاگردان باشد و منابع نیز از همه کتابها و افراد می توان استفاده کرد.
محاسن:
الف:شاگردان فعالند و در فعالیت های آموزشی سهیمند.
ب:به جای یادگرفتن واقعیت های علمی ، روش آموختن را یاد می گیرند.
ج:احساس مسئولیت بیشتری می کنند.
د:تمام جنبه های روانی و عاطفی در نظر گرفته می شود.
ه:تعامل اجتماعی تقویت می گردد.
و:آموخته قابلیت کاربرد در زندگی را دارند.
ز:این الگو منجر به خلاقیت و ابتکار می شود.
معایب:
الف:آن چنان که اشاره شد، اجرای آن مشکل است.
ب:به معلمان باتجربه نیاز دارد که باید خود محقق باشند.
ج:به فضا و امکانات آموزشی زیادی نیازمنداست.
د:در زمان های محدود قابل اجرا نمی باشد.

 

روشهای تدریس( Method )

 

روش تدریس چیست؟ مجموعه تدابیر منظمی است که معلم برای رسیدن به هدف ( یادگیری شاگرد) با توجه به شرایط و امکانات اتخاذ می کند. این مجموعه باید رفتارهای مشخص شده باشد. منظم و قابل انعطاف باشد. اگر چه نقش و مقدار فعالیت معلم و شاگرد در روش های مختلف فرق دارد ولی اساس کار یکی است.
اساس کار: ۱-سازماندهی مفاهیم ۲-توالی فعالیت ها و انتقال مفاهیم
لذا هیچ معلمی نمی تواند بدون آشنایی از روش های مختلف، روش مناسب خود را انتخاب کند.
تعدادی از روشها را مورد بررسی قرار می دهیم (این روش ها بیشتر در الگوی پیش سازمان دهنده جای می گیرند)

 


روش حفظ و تکرار ( Memorizing )
یکی از قدیمی ترین روش های آموزشی است. در این روش به حافظه سپردن مطالب ، تکرار و پس دادن آنها مهمترین کار تلقی می شود. بنابراین تدریس با این روش عبارتست از:
ارائه مفاهیم به صورت کتبی یا شفاهی از طرف معلم. تکرار ، حفظ کردن و پس دادن از طرف شاگرد اساس این روش است.
اغلب، پاداش و تنبیه از عوامل ایجاد انگیزه کننده در این روش است. بویژه ترس از امتحان مهمترین تحریک است. ارزشیابی، در این روش تنها به منظور سنجش حافظه و میزان تسلط شاگردان بر محتوا صورت می گیرد.
انضباط بسیار سخت و آمرانه است.
روابط معلم وشاگرد بر اساس احترام و ترس شکل می گیرد.
هدف اصلی، پرورش قوای ذهنی شاگرد است. مفاهیم حفظ شده در این روش ارتباطی با دنیای کار و زندگی ندارد. در این روش انسان میتکر و خلاق و کارآمد تربیت نمی شود. لذا رغبت به یادگیری از بین می رود و روحیه نامطلوب ایجاد می گردد.
محاسن این روش:
-
برای تقویت حافظه و نیروهای مجرد ذهنی و پرورش آن مناسب است.
-
برای تعلیم وتربیت جمعی به منظور حفظ ونگهداری معتقدات ، تاریخ، فرهنگ و ادبیات یک ملت روش مناسبی می باشد.
-
برای تقویت و پرورش صفاتی از قبیل اطاعت و احترام به گذشته ، احترام به مسن ترها مناسب است.
-
آسانترین روش برای تدریس است زیرا کمتر به معلم باتجربه نیازمند است.
-
ارزانترین روش آموزش است، زیرا در این روش چندان نیازی به امکانات و تجهیزات آموزشی نیست.
معایب این روش:
-
ارتباط و همکاری متقابل بین شاگرد ومعلم وجود ندارد.
-
به علت وجود انضباطی خشک باعث ایجاد و توسعه روابط نامناسب بین معلم و شاگرد می شود.
-
این روش وسیله مناسبی برای برانگیختن حس کنجکاوی شاگردان نیست به همین دلیل اغلب شاگردان از محیط مدرسه بیزارند.
-
این روش افراد متفکر و تحلیل گر و نقاد پرورش نمی دهد.
-
فعالیت در این روش یکنواخت است و به تفاوتهای فردی چندان توجه نمی شود.
-
معلومات کسب شده رابطه ای با زندگی واقعی ندارد
-
این روش افراد فعال و شایسته ای برای زندگی اقتصادی و اجتماعی تربیت نمی کند.

 

روش سخنرانی( Lecture )
یکی از طولانی ترین و با سابقه ترین روش ها در سیستم آموزشی است و معمولا یکی از ویژگی های این روش ارائه مفاهیم با بیانی شفاهی از طرف معلم و یادگیری از طریق شاگردان و یادداشت برداشتن از طرف شاگردان اساس این روش است.
در این روش یک نوع انتقال یادگیری و رابطه ذهنی بین معلم و شاگرد ایجاد می شود. از خصوصیات بارز آن فعال و متکلم وحده بودن معلم ، پذیرنده و غیر فعال بودن شاگرد است.
در فرآیند تدریس تمام عوامل تحت کنترل معلم است و او می تواند به هر ترتیبی که خود می پسندد در پیرامون موضوع مورد سخنرانی ، سخن بگوید. انتقال پیام یک جریان یک طرفه از طرف معلم به شاگرد است. این روش نماینده ای از الگوی پیش سازمان دهنده است. عده ای این روش را طرد و عده ای تأیید کرده اند.
مراحل سخنرانی:
۱-اولین مرحله سخنرانی آمادگی است.
سه نوع آمادگی :
-
زمانی یا ذهنی: در سخنرانی فرد باید مبنای علمی داشته باشد. به همین دلیل برای هر بحثی باید مطالعه و دلایل و سازماندهی داشته باشد و اگر مستند بر خورد نکند، سخنرانی ارزشی ندارد.
-
آمادگی تجهیزات: که با توجه به نوع سخنرانی از وسایلی مثل میکروفون ، پوستر و
-
آمادگی عاطفی: فرد برای انجام سخنرانی نباید دلهره داشته باشد. فرد باید سخنرانی را بپذیرد لذا در مرحله اول ، زمان مطالعه ، تجهیزات ، آمادگی عاطفی باید در نظر گرفته شود.
۲-مرحله دوم ، معرفی است:
در مرحله مقدمه یا معرفی، مهم رابطه بین سخنران و مخاطبین است. سخنران باید مخاطب خود را بشناسد و بر اساس رغبت ، نیازهای آنان سخنرانی را شروع کند و جلب توجه باعث ارتباط بین طرفین می شود. برای ایجاد انگیزه می توان اول هدف را معرفی کرد و هر قدر هدف ها روشن باشد شاگردان می توانند بیشتر توجه کنند. استفاده از پیش سازمان دهنده لازم و ضروری است. یعنی در مقدمه مطالب کلی مطرح می شود.
در اول سخنرانی می توان سئوالاتی را پخش نمود و ایجاد انگیزه کرد. در این حالت مخاطب سخنرانی را مورد توجه قرار می دهد.
۳-مرحله سوم در سخنرانی ارائه محتوی است.
در ارائه متن آنچه از همه بیشتر باید مورد توجه باشد ، جامع بودن محتوی است، یعنی به گونه ای ارائه شود که کلیه هدف های اشاره شده در مقدمه مطرح شود. محتوی اگر مفاهیم ارائه شده را نپوشاند نمی توان آن جلب توجه لازمه را به همراه داشته باشد. دیگر اینکه محتوی دارای توالی مطالب و سازمان دهی محتوی است.اگر سخنرانی از یک توالی و سیر خاصی برخوردار باشد، بسیار می تواند در سخنرانی اثر بگذارد. استمرار توجه از مسائل دیگری است که باید به آن توجه شود. یعنی انگیزه ها در طول سخنرانی حفظ شود.
-
تغییر دادن محرک
-
تغییر دادن کانالهای ارتباطی ( نوشتن ، اسلاید، سخنرانی)
-
فعالیت جسمی.( حالتها)
-
استفاده از طنز
-
شور و حرارت در سخنرانی
-
پرسش و پاسخ در حین سخنرانی
۴-مرحله چهارم در سخنرانی جمع بندی و نتیجه گیری است.
بعضی ها معتقدند نباید نتیجه گیری کرد ولی در کلاس های درس این توصیه را نمی کنند. این جمله بندی ممکن است توسط معلم، شاگرد و یا به صورت پرسش صورت گیرد و حتی معلم می تواند نکات مهم را روی تخته بنویسد.
محاسن روش سخنرانی:
۱-برای کلاس های پر جمعیت روش مناسبی است.
۲-در زمینه هایی از اطلاعات کلی، برانگیختن علاقه که منجر به درک و فهم شود، روش خوبی است.
۳-برای کسانی که از طریق خواندن به طور موثر یاد نمی گیرند، روش خوبی است.
۴-برای تئوریها و نظریه ها روش خوبی است.
۵-روش ارزانی است.
۶-برنامه ریزی در این روش آسان است.
۷-با توجه به شرایط زمانی و مکانی روش قابل انعطافی است.
۸-معلم می تواند دائما رفتار دانش آموزان را کنترل کند.
معایب روش سخنرانی:
۱-معلم فعال است و دانش آموز منفعل و پذیرنده اطلاعات.
۲-در این روش تنها از حس شنیداری استفاده می شود.
۳-قدرت تکلم شاگردان چندان تقویت نمی شود.
۴-تفاوت های فردی در این روش چندان در نظر گرفته نمی شود.
۵-برای دروس کاربردی روش مناسبی نیست.
روش پرسش و پاسخ
روشی است که معلم به وسیله آن شاگردان را به تفکر درباره مفهوم جدید یا بیان مطالبی تشویق می کند. در این روش فراگیر تلاش می کند با کوشش های ذهنی از معلوم به مجهول حرکت کند. این روش را روش سقراط می گویند. زیرا سقراط می گفت دانش در طبیعت افراد وجود دارد. و کافیست که معلم زمینه را مساعد کند و به شاگرد کمک کند تا او به دانش مورد نظر خود برسد. بنابراین در روش پرسش و پاسخ معلم هنگام جلب توجه فراگیر به مطلب جدید تدریس آن مستقیماً به تدریس و بیان نمی پردازد بلکه او با یکسری سوال ریزی طرح شده فعالیت ذهنی شاگردان را در مسیر مفاهیم جدید قرار می دهد تا خود شاگردان به کشف مفاهیم جدید توفیق یابند.
روش پرسش و پاسخ بر سه اصل استوار است:
۱-وجود سوال یا مسأله ، که کنجکاوی شاگردان را برانگیزد و آنها را وادار به تفکرکند.
۲-طرح سوال های متوالی جهت تداوم فعالیت ذهنی.
۳-هدایت تلاش ذهن به منظور کشف آگاهانه مسئله بطوری که نتیجه آن به خلاقیت فکری و کشف دانش منجر گردد.
اهداف این روش:
پرسش و پاسخ برای تشخیص و تحریک ذهن فرد، علاوه بر تواناییها، علائق، تقویت قدرت استدلال و سنجش و قضاوت، استفاده از تجارب و دانسته های گذشته فرد و ایجاد اعتماد به نفس شاگرد از اهم موضوعاتی است که در اهداف این روش می باشد.
محاسن این روش:
۱-موجب تقویت اعتماد به نفس شاگرد می شود.
۲-منجر به ایجاد علاقه و تفکر خلاق می گردد.
۳-موجب پرورش و تقویت استدلال و قدرت اظهار نظر شاگردان می گردد.
۴-شاگردان در بحث و فعالیت های آموزشی و در نتیجه یادگیری موثر، تشویق می شوند.
۵-انگیزه مطالعه و تحقیق در شاگردان افزایش می یابد.
معایب این روش:
۱-این روش برای کلاس های پرجمعیت روش مناسبی نیست.
۲-این روش مستلزم وقت زیادی است.
۳-در صورت عدم تسلط معلم ممکن است بحث به پراکندگی و انحراف کشیده شود.
۴-برای همه دروس قابل اجرا نیست.
روش نمایشی، نمایش علمی
روش نمایشی بر اساس مشاهده و دیدن استوار است. در این روش افراد مهارت های خاصی را از طریق دیدن یاد می گیرند. در این روش معلم طرز کاربرد وسیله ای یا چگونگی ساختن شیء را نشان می دهد و شاید اولین روشی باشد که بشر در طول زندگی از آن استفاده کرده باشد. چون انسان قبل از اینکه حروف در زبان را کشف کند، از راه دیدن یادگیری صورت می گرفته است.
مهمترین حسن این روش به کارگیری اشیاء حقیقی و واقعی در امر آموزش است.
روش نمایشی از چهار مرحله تشکیل می شود:
۱-مرحله آمادگی : که در این مرحله معلم باید دقیقا هدف از تدریس را برای خودش مشخص کند. وسایل کار را ازقبل آماده کند و در کلاس همچنین او باید حداقل چند بار قبل از تدریس وسیله مورد نظر را بازبینی و با آن کار کرده باشد.
۲-مرحله توضیح: قبل ازانجام تدریس معلم باید هدف های تعیین شده را به روشنی برای شاگردان توضیح دهد.
۳- مرحله نمایش: در این مرحله معلم باید عملیات ضروری را که برای یادگرفتن مهارت مورد نظر لازم و ضروری است را انجام دهد. همچنین او روش و مراحل صحیح کار با دستگاه را توضیح می دهد.
۴-مرحله آزمایش و سنجش:
که پس از اتمام تدریس معلم اگر تعداد زیاد باشد چند تن از تعدادی نمونه از شاگردان می آیند و آن عمل را با دستگاه تکرار می کنند تا معلم مطمئن به یادگیری شود و اگر تعداد هم کم بود می آیند و به ترتیب با دستگاه کار می کنند تا مطمئن از یادگیری شود.
محاسن این روش:
۱-اشیاء حقیقی وارد کلاس می شود و شاگردان با اشیاء حقیقی آشنا می شوند.
۲-در مدرسه ای که وسیله منحصر به فرد است این روش خوبی است.
معایب این روش:
۱-شاگردان نمی توانند از راه تجربه مستقیم و از راه عمل تمرین و تکرار مهارت مورد لزوم را کسب کنند. به همین دلیل یادگیری از کیفیت چندان بالائی برخوردار نیست.
۲-این روش مثل تجارب مستقیم که خود انسان کار میکند نیست.
روش ایفای نقش یا نمایش نامه:
ایفای نقش روشی است که برای تجسم عینی موضوعات و درسهایی که برای نمایش مناسب می باشند بکار گرفته می شود. از محاسن این روش اینست که ا ز دو حس دیداری و شنیداری همزمان استفاده می شود که یادگیری در آن بهتر صورت می گیرد. از ویژگیهای بارز این روش ارتباط عاطفی است.
در نمایشنامه اصولا کار هنری مورد بحث نیست، یعنی نباید انتظار داشت که هنرمند باشند.
این روش را معمولا سه گروه اجرا می کنند:
۱-معلم که نقش کارگردان و مسئول اجرا را دارد.
۲-خود بچه ها که ایفای نقش می کنند( در انتخاب بازیگران نباید اجبار شود بلکه شاگردان خود باید داوطلب شوند)
۳-بینندگان
مراحل اجرا:
۱-تعیین موضوع: موضوع باید مناسب برای اینکار باشد.
۲-موضوع باید به صورت نمایشنامه نوشته شود.
۳-وسائل و امکانات باید فراهم شود.
۴-شاگردان انتخاب شده و تعیین نقش بشود.
۵-آماده کردن و تمرین دانش آموزان برای ایفا نقش.
وقتی تمرین شد و صحنه آماده شد، معلم باید در کلاس درس توضیح دهد تا سایر شاگردان بدانند موضوع چیست)
۶-انجام نمایش ( که انجام نمایش پایان کار نیست بلکه باید یک جلسه به عنوان بحث و بررسی باشد)
محاسن این روش:
۱-ایجاد شور وعلاقه در بچه هاست.
۲-بییندگان در احساس ایفاگران نقش سهیم می شوند که این حالت عاطفی در یادگیری یا تاثیر القاء احساسات بسیار موثر است. (مخصوصا اگردر حطیه عاطفی کار کنیم)
۳-روشی است که بحث گروهی را برای کار گروهی آماده می کند.
۴-این روش برای دفع کمرویی شاگرادان خجالتی مفید است.
معایب این روش:
۱-این روش برای تحقق اهداف پیچیده چندان موثر نیست.
۲-چون حالت هنری دارد، اغلب آن را به عنوان یک روش نمی شناسند و اغلب جدی نمی گیرند.
۳-این روش به وقت زیاد و تدارکات زیاد نیازمند است.

 

 روش گردش علمی
گردش علمی گاهی برای مطالعه جامعه توسط دانش آموزان است که با توجه به هدف های معینی که معلم با همکاری شاگرد تنظیم می کند به اجرا در می آید. اولین مطلبی که باید در این روش مورد توجه قرار داد، ارزش و ظرفیت گردش علمی است. یعنی باید دید این گردش علمی چقدر محتوای یادگیری را افزایش می دهد. ( ارزش و ظرفیت )
ازنظر زمان چهار نوع گردش علمی داریم:
۱-گردش علمی کوتاه مدت و سریع : مثلا برای نشان دادن نوع کار میزان الحراره که به بیرون میرویم و بعد می آییم.
۲-گردش علمی در مدرسه و اطراف مدرسه: که معمولا یک ساعته می باشد، مثلا نشان دادن گیاهان بومی که اطراف مدرسه است.
۳-گردش علمی روزانه: مثلا بازدید از کارخانه یک روز تمام را می برد.
۴-گردش علمی هفتگی و ماهانه : این نوع گردش های علمی حتما باید در زمان تعطیلی انجام شود تا به برنامه درسی مدرسه لطمه نخورد.
گردش علمی از نظر اجرا سه مرحله است:
۱- فعالیت های قبل از گردش علمی : انجام برخی از ضوابط قبل از شروع گردش علمی ( برای پیشگیری از مشکلات بعدی) که عبارتند از:
الف)محل مورد نظر قبلا باید از طرف معلم راهنما بازدید شود.
ب)موضوع باید با مدیر مدرسه در میان گذاشته شود و مدیر مدرسه نیز مسئله را با اداره هماهنگ نماید و بعد از این با محل مورد بازدید تماس گرفته و زمان بازدید مشخص شود.
ج)گرفتن رضایت نامه از والدین.
د)تنظیم اهداف گردش علمی توسط معلم و تنظیم پرسشنامه و سوال در مورد این بازدید که در پایان یازدید باید تکمیل گردد.
ه)وظائف هر یک از شاگردان در گردش علمی باید دقیقا مشخص شود، مخصوصا مسائل ایمنی.
و)وسائل مورد نیاز دانش اموزان باید قبل از گردش علمی مشخص شود.
۲-فعالیت های ضمن گردش علمی:
الف)در تمام طول مسافرت و بازدید کنترل رفتار و هدایت دانش آموزان به عهده معلم است.
ب)تلاش معلم برای اینکه طبق برنامه عمل شود. سعی برای منحرف شدن برنامه نداشته باشد.
ج)کمک به دانش آموزان در پاسخ به یافتن سوالات.
د)به گونه ای شاگردان را هدایت کند که همه شرکت فعال در جمع آوری اطلاعات داشته باشند.

 

فعالیت های پس از گردش علمی:
پس از اتمام گردش علمی به هیچ وجه اینگونه نیست که کار تمام شده است بلکه؛
الف)پس از جمع آوری پرسش نامه ها ، شروع به جمع آوری گزارش از گردش می نماید. گزارش نویسی می تواند گروهی نیز باشد.
ب)تهیه گزارش جامع توسط معلم از تمامی گزارشهای موجود.
محاسن این روش:
۱-معمولا شاگردان راحتر و آزادتر از کلاس درس هستند و در واقع کلاس درس با جامعه نوعی پیوند پیدا می کند.
معایب این روش:
۱-شاگردان تجارب مستقیم ندارند بلکه مشاهده است و اگر درست هدایت نشوند ممکن است به انحراف کشیده شود.

 

 روش آزمایش
فعالیتی است که در جریان آن شاگردان با بکار بردن وسائل و مواد مخصوص درباره مفهومی خاص عملا کسب تجربه می کنند. در واقع این روش ،روش با تجارب مستقیم است که روش با تجارب مستقیم بهترین روش یادگیری است. آزمایش بدلائل مختلف صورت می گیرد گاهی به این دلیل که شاگردان تکرار کنند و گاهی برای اینکه شاگردان تجارب انجام شده گذشتگان را انجام بدهد و خود واقعیتهای علمی را دریافت کند، گاهی هم ممکن است برای کشف حقایقی نامعلوم وادار به آزمایش شود. مورد آخر در آموزش عالی و دو مورد اول در مقاطع تحصیلی راهنمایی و دبیرستان. روش آزمایش یکی از روش های معمول در روش تجربی است. یا عامل بسیار برانگیزاننده در فرآیند آموزش است.
مواردی که معلم خود انجام بدهد:
-
استفاده از وسائل خطرناک باشد.
-
وسائل گران قیمت باشد و احتمال از بین رفتن یا آسیب دیدن باشد.
نکاتی که هر معلم در این روش چه در هنگامی خود آزمایش می کند و چه در هنگامی که شاگردان مستقلا به انجام آزمایش بپردازند- باید به آنها توجه کند:
۱-قبل از آزمایش برای اطمینان و گرفتن نتیجه مطلوب آزمایش بطور تمرینی انجام شود.
۲-وسائل آزمایشگاهی را قبل از ورود شاگردان به محل آماده سازد.
۳-در هنگام آزمایش هیچ چیز غیر از وسائل مربوط به همان آزمایش روی میز قرارد داده نشود. ما بقی ابزارها در قفسه ها یا جعبه آزمایش قرار داده شود، چون عامل حواس پرتی است.
۴-قبل از انجام آزمایش یا شروع کار شاگردان ، با طرح چند سوال توجه آنها را به جریان آزمایش معطوف نماید و حتی زمانی که خود به آزمایش می پردازد. از شاگردان بخواهد که به او کمک کنند.
۵-آزمایش چه معلم انجام دهد چه شاگرد- باید بگونه ای باشد که همه شاگردان در فرآیند آن چه بصورت بیننده و چه بصورت عامل خود در این آزمایش شرکت کنند.
مواردی که باید در هنگام آزمایشی که قرار است دانش آموز انجام دهد، رعایت شود:
۱-شاگردان را گروه بندی کند که این گروه بندی باید براساس مقدار و تعداد مواد و وسائل صورت گیرد. همچنین مشخص کردن مسئولیت افراد در گروه.
۲-راهنمایی لازمه به منظور آزمایش را تذکر بدهد.
۳-وسائل را در اختیارشان قرار دهد.
۴-نکات ایمنی تذکر داده شود.
۵-از شاگردان بخواهیم موارد آزمایش را نکته به نکته یادداشت نمایند، نه فقط نتجه آزمایش را که این نشان دهنده دقت عمل است.
۶-معلم باید مرتب در آزمایشگاه باشد و بر کار آزمایش نظارت داشته باشد.
از محاسن این روش، همین بس که شاگردان تجارب مستقیم خواهند داشت. و از معایب آن محدودیت وسائل آزمایشگاهی است.
روش بحث گروهی
در روش بحث گروهی یک تیم است به همراه یک میز گرد که در رابطه با یک موضع به بحث می پردازند. در این روش استاد و معلم به هیچ وجه مفاهیم را بطور مستقیم در اختیار شاگردان قرار نمی دهد. بلکه منابع را معرفی می کند و شاگردان با مطالعه و بحث کردن باهم به واقعیت های علمی می رسند.
بنابراین روش بحث گروهی گفتگویی است سنجیده و منظم پیرامون موضوعی که مورد علاقه مشترک افراد شرکت کننده می باشد. این روش به افراد فرصت می دهد تا نظرات ، عقاید و تجربیات خود را با دیگران در میان بگذارند و سهیم شوند. این روش درکلاس های پرجمعیت قابل اجرا نیست. کلاس که حداقل ۶ و حداکثر ۲۰ شاگرد باشد.
در چه موضوعاتی بحث گروهی قابل اجراست:
۱-موضع مورد علاقه شرکت کنندگان باشد.
۲-موضع مورد بحث برای شاگردان قابل فهم باشد. تا بتوانند زمینه اطلاعات لازم را بدست آورند.
۳-موضع باید به گونه ای باشد که بتوان نظرات مختلف در پیرامون آن ارئه داد چون اگر موضعی باشد که نشود نظرات مختلف را اظهار کرد به بحث گذاشته نمی شود.
هدف از بکارگیری این روش در امر یادگیری چیست؟
۱-برای علاقمند ساختن شاگردان به موضوعات مورد نظر.
۲-برای ایجاد توانایی قدرت رهبری و مدیریت در شاگردان.
۳-برای ایجاد توانایی اظهار نظر در جمع .
۴-جهت تقویت قدرت انتقادگری و انتقادپذیری.
۵-ایجاد رابطه مطلوب اجتماعی بین شاگردان.
۶-برای شناخت مسائل و پیدا کردن راه حل و تقویت تصمیم گیری در زمینه انجام کار.
چه کسانی باید در بحث گروهی شرکت کنند؟
مدیر گروه و منشی جزء گروه هستند و در اظهار نظرها دخالت نمی کنند و شخص مطلع نظر نهایی را می دهد و ناظر ارزیاب به روند بحث نظارت می کند.

 

 

 

از وظائف مدیر گروه :
۱-مطاله پیرامون موضوع مورد بحث.
۲-تهیه تدارکات لازم از قبیل تشکیل محل بحث و نظم و ترتیب نوشتن.
۳-تهیه سئوالات شروع و ادامه بحث
۴-معین ساختن وظائف و مسئولیت سایر اعضاء گروه
۵-وقتی نظارت و راهنمایی مطالعه سایر اعضا گروه.
۶-مقدمه بحث را شروع کند.
۷-عدم طرفداری از عضو خاص.
۸-مراقبت در منحرف نشدن بحث.
۹-همه اعضاء حاضر را وارد بحث کند.
وظائف سائر اعضاء:
۱-مطالعه درباره موضوعمورد بحث
۲-مطرح کردن عقاید و تجارب خود در بحث
۳-گوش کردن با دقت به مباحث.
۴-در صورت عدم توجه توضیح خواستن.
۵-بطور خصوصی با کسی صحبت نکند.
۶-انتظار نداشته باشد نظراتش را حتما بپذیرند.
محاسن این روش:
۱-شریک و سهیم شدن شاگردان در عقاید و تجربیات یکدیگر.
۲-همکاری گروهی و احساس دوستی در بین اعضاء تقویت می شود.
۳- فرصتی فراهم می شود که اعضاء خود را مورد ارزیابی قرار دهند.
۴-اعتماد به نفس افراد تقویت می شود.
۵-روحیه نقادی در آنها تقویت می شود.
۶-هراس افراد کم رو و خجالتی را برای صحبت کردن در جمع کاهش می دهد.
معایب این روش :
۱-این روش برای کلاس هایی که تعداد دانش آوزان کم است قابل اجراست.
۲-این روش در دوره ابتدایی چندان کارایی ندارد.
۳-این روش از نظر اجرایی مشکل است و احتیاج به مهارت دارد.
۴-در تمام دروس قابل اجرا نیست.

 

هر حرفه در نظرمردم همان قدر، ارزشمند است که در نظر صاحب آن حرفه.
موفقیت در هر حرفه = استعداد + انگیزش + اطلاعات + موقعیت مساعد
معلمی مهارتی است آموختنی. که با تشکیل دوره ها یا کارگاه های آموزشی کوتاه مدت، معلمان شاغل مدام از یافته های جدید علوم گوناگون مرتبط با آموزشپرورش آگاه شده و اطلاعات و مهارت های حرفه ای خود را به روز کنند.
سؤالاتی که هر یک از ما باید به بررسی آن نسبت به خودمان بپردازیم:
ما چگونه هستیم؟
چگونه انتخاب شده ایم؟
چگونه عمل می کنیم؟
چه فلسفه ی تعلیم و تربیتی را برای خود برگزیده ایم؟
انسان را چگونه موجودی می بینیم؟
دانش آموزان را چگونه انسانی تعریف می کنیم؟
یاددهی یادگیری را چگونه می دانیم؟
در هر حال معلم یا داوطلب معلمی، باید به نکات زیر توجه جدی داشته باشد و تلاش در جهت تحقق آن بنماید تا در سایه ی آن بتواند هر روز بهتر از روز قبل عمل نماید:
۱-کار معلم، قبل از هر چیز، وقتی سودمند و نتیجه بخش خواهد بود که او آموزش پرورش را از ته دل دوست بدارد و در محیط آموزش پرورش، آزادی و لذت احساس کند.
۲-با اطمینان کامل از محبت خود به شغلش، از هیچ گونه تلاشی در بهتر انجام دادن کارش دریغ نورزد.
۳-به حق مؤمن باشد به این که انسانیت امروز، بیش از هر زمان و هر شخص دیگر، به وجود او (معلم) نیاز دارد زیرا رهایی و نجات انسان، چنان که گفته شد، به بهتر جریان، یافتن آموزشپرورش بستگی دارد، که کلید اساسی آن طبعاً به دست معلمان و مدیران مدارس است.
۴-به نیروی ایمان و صفت بردباری آراسته باشد.
۵-به تفکر موضوعی، عادت کند، نسبت به علم، مخلص باشد، و از تعصب و غرض ورزی به دور باشد.
۶-دارای فلسفه ی تربیت منسجم و سنجیده ای باشد که بر اساس آن، برای ساختن «انسان جدید» و شایسته ی زندگی در عصر جدید، همت گمارد. انسانی که از رسوب های ذهنی یا عقلی، خلقی، و اجتماعی آزاد باشد.
۷-نیازهای محصلان را دریابد، مسائل و مشکلات شان را بفهمد، میان خود و ایشان رابطه و احترام متقابل برقرار کند.
۸-بتواند جوّ آموزشی مساعد برای محصلانش فراهم کند تا ایشان بتوانند به اطلاعات و مهارت ها و تجارب مورد نیازشان دست یازند.
۹-تعامل میان معلم و محصل در صورتی واقعاً خلاق خواهد شد که معلم یا مدرس یا استاد، مربی و محقق با هم باشد، و محصلان را به تحقیق ودست یافتن به حقایق علمی برانگیزد. به عبارت دیگر، معلم بیدار ذهن باشد نه معلم معتاد؛ که از روی عادت خدمت می کند و هر روز از نظر فکری و علمی کهنه تر از روز قبل می شود، و همیشه از زمان عقب تر است، و عملاً پشت سر وقایع می ماند.
۱۰-به ماده ی درسی خود علاقه مند باشد و همیشه یافته های تازه ی آن را کشف کند و مورد استفاده قرار دهد.
۱۱-روش های تدریس جدید و وسایل آموزشی جدید (تکنولوژی آموزشی) را بشناسد، و بتواند آنها را درست و مؤثر به کار بندد.
۱۲-دارای اراده ی قوی و عزت نفس باشد تا بتواند هر مشکلی را در امر تدریس، حل کند. همچنین، بتواند محصلانش را اشخاص قوی اراده و نیک اندیش بار آورد، و یاد بگیرند که چگونه میان خیر و شر واقعی و استبداد و آزادی مشروع، فرق بگذارند و از آزادی انسانی، به شکل مطلوب استفاده کنند.
معیارهایی که در ارتباط معلمان می تواند مورد توجه قرار گیرد:
شخصیت سالم
رغبت های معلمی
گرایش های منطبق با معلمی
ارزش های مورد قبول منطبق با معلمی
ویژگی های شخصیتی منطبق با معلمی
برخورداری از اطلاعات و مهارت های پایه برای معلمی.
آراستگی
مهارت کلامی خصوصاً در استدلال.
مهارت خواندن متون.
علاقه مندی به یادگیری و مطالعه.
وقوف به حقوق و وظایف معلمی.
آشنایی با نیازها و رغبت های فردی خود.
آشنایی با استعداد ها و توانایی های فردی خود.
توجه خاص به آموزش و یادگیری همه جانبه ی زبان فارسی در حد مهارت و تسلط در خواندن، نوشتن، گفتن.
مطالعات اجتماعی.
علوم طبیعی.
تربیت بدنی.
موسیقی و هنرهای زیبا.
فلسفه با تأکید روی این نکته که هر معلم باید برای خویش دارای فلسفه ی خاصی باشد.
اطلاعات علمی درباره ی ماده یا موادی که باید تدریس کند.
معلمان باید معارف و مهارت های زیر را نیز فرا بگیرند:
۱- روانشناسی (عمومی، رشد و تکامل، یادگیری، تربیت، اجتماعی، زبان شناسی فارسی، و روان شناسی محیط) به ویژه روان شناسی محصلان آینده.
۲-جامعه شناسی تربیت.
۳-اصول آموزش پرورش.
۴-روش ها و فنون تدریس مواد و موضوعاتی که تدریس خواهد کرد.
۵- آمار و سنجش و اندازه گیری در آموزش پرورش.
۶-برنامه ریزی درسی.
۷-مدیریت آموزشی.
۸-فلسفه ی آموزش پرورش.
علاوه بر موارد فوق معلمان باید تلاش کنند تا موارد زیر را در بهبود و تقویت سازند:
۱-تلاش در شناخت خود واقعی.
۲- تلاش برای کسب خودپنداره ی مثبت یا مساعد.
۳-تلاش برای تقویت خودارزشمندی.
۴-تقویت اعتماد به نفس.
در یک جمع بندی ما معلمان تلاش می کنیم تا اطلاعات زیر را به دست آوریم:
۱-شناخت انسان (از طریق مطالعه ی روانشناسی)
۲-شناخت تربیت (از طریق مطالعه ی اصول آموزش پرورش، جامعه شناسی آموزش پرورش، … )
۳-شناخت معلمی و معلم (از طریق روانشناسی تربیتی)
۴-شناخت یادگیرنده و یادگیری (ازطریق روانشناسی رشد و یادگیری)
۵-شناخت تکنولوژی تربیت (از طریق مطالعه ی ویژگی انسان معاصر، آموزش پرورش نوین، نقش آینده در تعلیم و تربیت)
۶-شناخت روانشناسی آموزش یا تکنولوژی درسی (از طریق روش ها و فنون نوین تدریس، تکنولوژی آموزش)
۷-شناخت روان شناسی مدرسه (از طریق مطالعه ی مدارس نوین، مدارس فردا و شاخص های آن)

 

 

 

 

 

مطالب مرتبط
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 111
  • کل نظرات : 1
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 2
  • آی پی دیروز : 4
  • بازدید امروز : 32
  • باردید دیروز : 15
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 100
  • بازدید ماه : 273
  • بازدید سال : 1,315
  • بازدید کلی : 8,656